تبلیغات
FuNnY - داستان آموزنده
FuNnY
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

موشی در خانه ی مزرعه دار تله ی موش دید!

به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.

آنها گفتند: مشکل تو به ما ربطی ندارد!

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید...

از مرغ برایش سوپ درست کردند!

گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند!

نهایتا زن تلف شد.

گاو را برای مراسم ترحیم کشتند ودر این مدت...

موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و

به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر می کرد.




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، داستان آموزنده،
لینک های مرتبط :
REZA
جمعه 22 فروردین 1393
سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 09 و 19 دقیقه و 23 ثانیه
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! By the way,
how can we communicate?
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 07 و 38 دقیقه و 42 ثانیه
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else experiencing issues with your
website. It appears as if some of the written text within your content are
running off the screen. Can somebody else please comment
and let me know if this is happening to them as well?
This may be a problem with my internet browser because I've
had this happen before. Thanks
یکشنبه 24 فروردین 1393 ساعت 14 و 35 دقیقه و 39 ثانیه
هستی؟
جمعه 22 فروردین 1393 ساعت 11 و 36 دقیقه و 43 ثانیه
سلام عبرت آموز بود
REZA سلام آره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای FuNnY محفوظ است